النسفي (مترجم: مجهول)
مقدمه و پيشگفتار 7
مدارك التنزيل وحقائق التأويل (تفسير النسفي) (تفسيرى نسفى) (فارسى)
مقدّمهء چاپ سوّم اين تفسير كه براى بار سوّم به زيور طبع آراسته مىگردد ، از دورهاى حكايت مىكند كه شخصى دانشمند آن را در يكى از بخشهاى خراسان قديم نوشته است كه نام آن مكان نسف ( نخشب ) و از شهرهاى بسيار آباد و پرجمعيّت ماوراءالنّهر بشمار مىآمده است . نيز به مردمى اشاره مىكند كه پاك دين و پاك اعتقاد بودهاند كه آنان به زبان فارسى روان و پاكيزه سخن مىگفته و از كلام شاعرانه و موزون لذّت مىبردهاند ، و آنان هرگز بر سر مسائل اعتقادى و فكرى با هم اختلاف نداشته و در جدال و دشمنى بسر نمىبردهاند . دورهاى كه نجم الدّين نسفى در آن مىزيسته برابر بوده است با دورهء شاهان غزنوى و سلجوقى كه دين مردم ، اسلام و مكتب كلامى آنان اشعرى بوده است ، و اشعريان معتقد به ديدار خدا در روز رستاخيز بودند . در عصر نسفى و مكانى كه وى در آن بوده ، اصلا شيعه ( چه زيدى ، چه اسماعيلى و چه اثناعشرى ) وجود نداشته است و اگر هم كموبيش بوده در خفا مىزيستهاند . زيرا ما شنيديم كه سلطان محمود غزنوى چه بر سر شيعيان بخت برگشته آورد ؟ و از آن جمله يكى حكيم ابو القاسم فردوسى بود كه مىگفت : خدا را بههيچوجه نمىشود ديد نه در اين جهان و نه در آن جهان و خوانديم كه چگونه به فرار وى از دربار سلطان و پناهنده شدن به دربار ديگرى انجاميد . پس نبايد تعجّب كرد كه چرا علماء دين و فلاسفه و تاريخدانان بزرگ داراى مذهب عامّه با تفكّرات اشعرى بودهاند ، مانند : عنصر المعالى ، خواجه نظام الملك ، حجّة الإسلام غزّالى ، عبد الحى مؤلّف تاريخ گرديزى ،